ابراهيم عاملي ( موثق )
79
تفسير عاملي ( فارسي )
يعنى به غير شفاعت سعادت نخواهد بود زيرا كه آنچه انسان در زندگى عمل كرده اگر با دستور پيغمبر ص مطابق بود و بنور محمدى روشن بود سعادت است و رستگارى و اگر برابر فرمودهى آن حضرت نبود تاريكى است و محروميّت از اين جهت مىگوئيم : همه محتاج شفاعت هستند و احتياج عمومى است ولى شمول و فراگيرى شفاعت براى همه نيست و در اين آيه كه بنى اسرائيل را از شفاعت مأيوس كرده براى همين است كه آنها بنور محمّدى روشن نشدهاند پس ضميمه و شفيع ندارند در مجمع البيان حديثى از حضرت صادق ع نقل كرده است كه برستاخيز شيعيان ما را جدا مىكنند مانند مرغ كه دانه را مىچيند و احاديث زيادى نقل شده است . كه اين معنى را مىفهماند و آيهى ( لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى وَهُمْ مِنْ خَشْيَتِه مُشْفِقُونَ ) مفيد همين معنى است كه اگر روش دورهى زندگى آدمى پيوسته و مربوط با دستور دين شد مشمول شفاعت است و سعادتمند و اگر بخلاف بود شفاعت ندارد و بدبخت است طنطاوى در تفسير خود نوشته است . خانمى بود روسى كه در پايتختهاى بزرگ مثل پاريس و لندن و وين با مجامع علمى و انجمنهاى فرهنگى رابطه داشت و متمايل بتصوّف بود . استادش ماركس آلمانى او را دستور داده بود كه رسالهى قشيرى در تصوّف را بفرانسه ترجمه كند . براى اين كار بمصر آمده بود از طرف وزارت فرهنگ او را به من محول كردند كه براى ترجمه راهنمايش باشم بعد از مدّتى كه او را ديدم گفت : به من گفتهاند كه بحيراى راهب چون خوب زبان نمىدانسته است پيغمبر اسلام را بد ياد داده كه عيسى بدار نرفت و اين نقص آن پيغمبر است كه شفاعت عيسى را نابود كرده است . چون مسيحيها مىگويند عيسى را بدار كشيدند و اين موجب شد كه پيش خدا براى هميشه شفيع همهى مسيحيان باشد . من گفتم اين صحيح نيست كه حضرت مسيح خود را بكشتن بدهد براى آزادى عمل مردم و رستگارى آنها . زيرا اگر پدرى دو فرزند داشته باشد يكى را آزاد بگذارد و هيچ دستورى به او ندهد و هر چه او مىخواهد بكند و ديگرى را با دستورهاى معين تربيت كند تا از چيزهائى خوددارى كند و كارهائى را انجام دهد آيا كداميك بهتر تربيت مىشوند و برستگارى نزديكترند ؟